برنامه ویژه خبری – شبکه خبر ۱ – ۱۸ آبان ۱۴۰۴ – مجری خانم سحر امامی
سوال: آقای دکتر نجفی عنوان این همایش ما و غرب در آراء و اندیشههای رهبر معظم انقلاب اسلامی ما و غرب در نگاه رهبری در اندیشههای مقام معظم رهبری چه جایگاهی دارد؟ نجفی: من یک مقدمهای به نظر میآید باید بگویم معمولاً در کشور خود ما مطالعه کم است و بیشتر عمل است اول از اینکه خوب این عمل باید بر اساس یک منطق و نظر باشد و از این جنبه به نظر من که این همایش میتواند یک خلاء را پر کند همهاش عملگرایی و حرف زدن که نمیشود باید ببینیم عمل براساس چه نظریههایی است برخی از اشخاص و محققین نظریهای دارند و نظریاتشان هیچوقت پیاده نمیشود گوشه کتابخانه خاک میخورد برخی از سیاسیون عمل دارند نظری ندارند اصلاً یعنی بحث علم و پشتوانه فکری ندارند رهبری عزیز ما الحمدالله هر دو بعد را دارند هم در بعد نظری یک آدم دانشمند و فرهیخته هستند و هم فرصت پیدا کردند که این نظر و پشتوانه فکری شان را به مرحله اجرا در بیاورند یعنی در یک رفت و برگشت بین ایشان یعنی ایشان هم اول یک محقق و نظریهپرداز بودهاند و از کتابهایی هم که ایشان در دهه پنجاه نوشتند که الان چاپ شده مثل هم رزمان حسین یا همین کتاب معروف انسان دویست و پنجاه ساله که نظریه است دیگر، مشخص است که ایشان یک دست بالایی هم در تاریخ دارند هم در سیاست وقتی وارد سیاست شدند ایشان از همون اول یک سر و گردن به نظر میآمد از سایر مسئولین بالاترند خوب این تبیین این دیدگاهها مخصوصاً نسبت به غرب بسیار مهم است و این همایش برای این است که هم این را به مردم نشان بدهد هم به نظر من به خیلی از نیروهای حزباللهی که معمولاً خود آقا همیشه گلهمندند چرا مطالعه نمیکنید چرا تاریخ نمیخوانید و هم به شاید مخالفینی که با نظریات ایشان خوب آشنا نیستند و انتقاد میکنند و همین امروز دوقطبیهای کاذبی ایجاد میکنند که متاسفانه بعضی از این دوقطبیها به نفع غرب تمام میشود متوجه نمیشوند تبیین این دیدگاهها میتواند خیلی امروز برای ما مهم باشد و برای هر سه گروه یعنی همه نخبگان از موافقین و یا مخالفین و هم برای توده مردم این دیدگاهها به نظرم امروز خیلی اولاً، چون که این دیدگاهها براساس یک منطق و مبانی عمیق است به هرحال بتوانیم ما این مبانی را هرچه بتوانیم اینها را تبیین کنیم برای جامعه ارزشمند است.
سوال: آقای دکتر نجفی یک جایی از ابتدا صحبتتان اشاره کردید که ما خلا داریم خلاء مطالعه داریم هنوز نرفتیم به سمت اینکه در بخشهای مختلف در لایههای مختلف کشورمان نرفتیم سراغ اینکه مطالعه بخشی از ضرورت زندگیمان شود الان برگردیم به این موضوع ما یک موضوع بسیار مهم داریم آقای دکتر اسحاقی ما غرب که غرب تلاش بسیار زیادی میکند برنامهریزیهای متفاوتی دارد سناریوهای این بسیار دقیق و حسابشدهای برای تاثیرگذاری میچیند ما اندوختههایی داریم یک پیشینه تاریخی بسیار غنی و قوی هم داریم و الان اشاره کردید به برکت وجوده رهبر معظم انقلاب اسلامی چطور کار کنیم که جوان امروز ما ما و غرب را به درستی بشناسند. نجفی: آقای دکتر حقانی مثالی زدند من هم از سفارت پرتغال بگویم جزیره هرمز قلعهای از قلعه پرتغالیها که نشان همان استعمار پرتغالیها است دوره صفویه که هنوز بقایای این است و یک توپی هم است اونجا که مشرف است بته تنگه هرمز این جزو روستاهای این است که اون دوره استعمار فرانسه و اسپانیا بوده، خوب میدانید بعد از اسپانیا و پرتغال انگلیس و فرانسه استعمارگر اصلی شدند این زمانی که یک دهه قبل با آقای دکتر افغانی ما رفته بودیم جزیره هرمز خود استاندار همان منطقه هرمزگان میگفتند که پرتغالیها گفتند ما حاضریم بیاییم خرج کنیم و این قلعه را دوباره بازسازی کنیم و اجازه بدهید به ما که … در صورتی که نماد استعمار اونهاست ولی از این طرف هم نماد مقاومت ماست یعنی ببینید چقدر حواسشون است که چیزی که مال چهارصد پانصد سال قبل است ازش نمیگذرند میخواهند بگویند که ما دنیا را گرفتیم و کار خوبی که شهرداری ما کرد همین دو شب پیش برای اون شاپور و والرین خوب انصافاً کار بزرگی بود یعنی اینکه یک صحنه تاریخی که برجسته است دقیقاً کاری که خود غربیها میکنند در دوی ماراتن.
سوال: عنوانش این بود فکر میکنم دوباره در مقابل ایران زانو میزنند؟ نجفی: از رهبری گرفتند این حرف را یعنی بازخوردی از حرف رهبری که اینها دوباره جلوی ایران زانو بزنند واقعیتش این است که غرب خودش را مرکز میداند یعنی از دو قرن قبل به این طرف یعنی بعد از ترکمنچای و بقیه دنیا را پیرامون خودش میداناد این برمیگردد ریشه اش به قرارداد وستفالی در سال هزار و ششصد و چهل و هشت که اینها یک نظمی برای جهان پیشبینی کردهاند که همیشه هژمونی و سروری مال خودشان باشد انقلاب اسلامی این را شکسته یعنی این شکستن این و خرد شدن این مرکز پیرامون در انقلاب اسلامی است و هرچه که انقلاب اسلامی رشد میکندو اون شعار نه شرقی نه غربی که اول انقلاب ما میدادیم الان رسیده به یک بستی، تفصیلیتر این باعث شده سایر ملتها این را بپذیرند که انگار میشود جلوی دنیای غرب ایستاد مخصوصاً که ما امروز ما نیاز داریم غرب را به طور با روایت ایرانی اسلامی خودمان بشناسیم چرا؟ به خاطر اینکه الان خوب مارکسیست که از بین رفته و تفکرات پستمدرن اینها به ما مربوط نیست یعنی مربوط به خود دنیای غرب است پس از کلیت غرب را چطور باید بشناسیم آیا غرب فقط تکنیک است فقط پیشرفت است یا نه در کنار تکنیک و پیشرفت دو بعد دیگر هم دارد یکی اخلاقی و یکی سلطهگری، جوانان ما که میگویید چرا این طور شدند و چرا بیشتر آن بعد پیشرفت ظاهری را میبیند، اما اگر یک مقدار عمیقتر باشند یکی از بزرگان گفته بود این یکی راهش این است که ما در غرب و غرب مستاجر نباشیم آنها که در غرب مستاجراند فقط آن زیباییهای اولیه را میبینند ولی اونهایی که مقیم میشوند اون دو بعد بدترش را هم کم کم متوجه میشوند.
سؤال: ما همیشه دو نگاه نسبت به غرب داریم؛ غربگرا، غربستیز، غرب را باید به کل بپذیریم یا باید به کل رد کنیم؟ چطور نگاه به غرب کنیم؟ نجفی: بعد که ماهیت اینها نسبت به خودمان؛ آن ماهیت گرگصفت و استکباری اینها را نسبت به ملتهای خود بفهمیم، به محض این که ضعیف میشویم، ببینید چه بلایی سر ما میآورند؟ اگر ما این موشکها را نداشتیم، همان بلایی که اسرائیل سر غزه آورد یا سر بیروت آورد، مدام بمب، با ما هم همین کار را میکرد، نتوانست، پس وقتی قوی میشویم که رهبری؛ ایران مستقل و مقتدر را تأکید میکنند، این استقلال که ساده به دست نمیآید، استقلال همین طور در طول دهههای مختلف عمیقتر شده و مقتدر، چون ممکن است کشورهایی هم، آن وقت این دو مجموعه باهم ایران را از این قصه پیرامونی درمیآورند و به مرکز تبدیل میکنند، خود این مرکزیت؛ جبهه مقاومت را درست کرده است. غرب این را نمیتواند تحمل کند که بیرون از غرب چیزی وجود داشته باشد که بتواند با خودش برابری کند، بنابراین منطق اینها این است؛ شما نباید هستهای داشته باشید، چرا خودتان دارید؟ هر چه که برای خودشان حلال است، برای ما حرام میشود، چرا؟ چون خوی استکباری و آن مرکزیت را اینها فقط برای خود میخواهند، برای دیگران حاضر نیستند این را بپذیرند، ایران این را نپذیرفته است، همه مسأله ایران همین است که این را نمیپذیرد. جمهوری اسلامی هم به خود، هم به جهان اسلام شخصیت داده است؛ این شخصیت برای غربیها قابل تحمل نیست و نمیتوانند بپذیرند. امام از اول این شخصیت را به انقلاب داد و مقام معظم رهبری هم به نظرم تنها دستپرورده و شاگرد امام بودند که این شخصیتی که امام داد را به تفصیل عمیقتر کردند. علت دشمنی اینها با شخص ایشان و جایگاهی که ایشان دارد؛ همین شخصیتسازی است که ایشان از انقلاب انجام دادند و انقلاب را در مرکز عالم و در مقابل مرکزیت سلطه غرب، یک مرکزیت قرار دادند. سؤال: پس باید غربشناسی کنیم، آقای نجفی جوان امروز یا جامعه امروز از شما یک پرسش دارد؛ این که در بین این که شما میفرمایید باید بشناسیم و مطالعه کنیم و آن نگاهی که همیشه مطرح است؛ غربگرایی و غربستیزی، نگاه میانهای هم وجود دارد؟ میخواهم سراغ این مطلب بروم که غرب را کلاً کنار بگذاریم یا نه؟ نجفی: اتفاقاً نگاهی که مقام معظم رهبری دارند، غیرغربی است، نه ضدغربی، ولی غربیها این قدر خودخواه و مطلقگرا هستند که هیچ چیز را بیرون خودشان تحمل نمیکنند، غیرغربی بودن، غیر از ضدغربی بودن است، یعنی ما غیر از شما هستیم و میخواهیم با شما نسبت برقرار کنیم، ولی خودمان شخصیت داریم.
سؤال: ما همیشه دو نگاه نسبت به غرب داریم؛ غربگرا، غربستیز، غرب را باید به کل بپذیریم یا باید به کل رد کنیم؟ چطور نگاه به غرب کنیم؟ نجفی: بعد که ماهیت اینها نسبت به خودمان؛ آن ماهیت گرگصفت و استکباری اینها را نسبت به ملتهای خود بفهمیم، به محض این که ضعیف میشویم، ببینید چه بلایی سر ما میآورند؟ اگر ما این موشکها را نداشتیم، همان بلایی که اسرائیل سر غزه آورد یا سر بیروت آورد، مدام بمب، با ما هم همین کار را میکرد، نتوانست، پس وقتی قوی میشویم که رهبری؛ ایران مستقل و مقتدر را تأکید میکنند، این استقلال که ساده به دست نمیآید، استقلال همین طور در طول دهههای مختلف عمیقتر شده و مقتدر، چون ممکن است کشورهایی هم، آن وقت این دو مجموعه باهم ایران را از این قصه پیرامونی درمیآورند و به مرکز تبدیل میکنند، خود این مرکزیت؛ جبهه مقاومت را درست کرده است. غرب این را نمیتواند تحمل کند که بیرون از غرب چیزی وجود داشته باشد که بتواند با خودش برابری کند، بنابراین منطق اینها این است؛ شما نباید هستهای داشته باشید، چرا خودتان دارید؟ هر چه که برای خودشان حلال است، برای ما حرام میشود، چرا؟ چون خوی استکباری و آن مرکزیت را اینها فقط برای خود میخواهند، برای دیگران حاضر نیستند این را بپذیرند، ایران این را نپذیرفته است، همه مسأله ایران همین است که این را نمیپذیرد. جمهوری اسلامی هم به خود، هم به جهان اسلام شخصیت داده است؛ این شخصیت برای غربیها قابل تحمل نیست و نمیتوانند بپذیرند. امام از اول این شخصیت را به انقلاب داد و مقام معظم رهبری هم به نظرم تنها دستپرورده و شاگرد امام بودند که این شخصیتی که امام داد را به تفصیل عمیقتر کردند. علت دشمنی اینها با شخص ایشان و جایگاهی که ایشان دارد؛ همین شخصیتسازی است که ایشان از انقلاب انجام دادند و انقلاب را در مرکز عالم و در مقابل مرکزیت سلطه غرب، یک مرکزیت قرار دادند. سؤال: پس باید غربشناسی کنیم، آقای نجفی جوان امروز یا جامعه امروز از شما یک پرسش دارد؛ این که در بین این که شما میفرمایید باید بشناسیم و مطالعه کنیم و آن نگاهی که همیشه مطرح است؛ غربگرایی و غربستیزی، نگاه میانهای هم وجود دارد؟ میخواهم سراغ این مطلب بروم که غرب را کلاً کنار بگذاریم یا نه؟ نجفی: اتفاقاً نگاهی که مقام معظم رهبری دارند، غیرغربی است، نه ضدغربی، ولی غربیها این قدر خودخواه و مطلقگرا هستند که هیچ چیز را بیرون خودشان تحمل نمیکنند، غیرغربی بودن، غیر از ضدغربی بودن است، یعنی ما غیر از شما هستیم و میخواهیم با شما نسبت برقرار کنیم، ولی خودمان شخصیت داریم.