از مهمترین موضوعات و در عین حال پیجیده ترین مسائل در سرنوشت ملل و بخصوص کشورهای غرب آسیا ، شناخت استعمار خارجی است ؛ چرا مهمترین است ؟
چون تقریبا این عامل ( استعمار) در تمامی شئون زندگی مردم دخالت و تاثیر داشته و دارد۰
چرا پیچیده است ؟ چون استعمار ماهیت پلید و مخربش را پنهان کرده و سعی می کند خودش را با قلم و تبلیغ و علم و هنر و سیاست و اقتصاد و فرهنگ ، “وارونه” و مطابق منافعش معرفی نماید ۰ استعمار هم مثل مقوله “قدرت ” به دو بخش سخت افزار و نرم افزار قابل تفکیک است ۰ با توجه به لباس میش در آمدن گرگی مثل ترامپ ( البته با عرض معذرت از گرگهای جنگل ) برای شناخت یکی از شگردهای بخشی از استعمار نرم ، سری به تاریخ می زنیم ۰
یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ ایران علیه قدرت و نفوذ استعمار غربی ، قیام تحریم تنباکو است که در اثر آن هیمنه بریتانیا با حکم آیه الله میرزا حسن شیرازی شکست و تحقیری سخت را به انگلیس تحمیل کرد؛ اما این راهبرد تاریخی بیداری اسلامی در مقابله با غرب پانزده سال بعد در مشروطه با ترور شخصیت ها و خط فکری به جا مانده از قیام تنباکو مورد انتقام واقع گشت و سفارت انگلیس مزورانه محل تظلم خواهی از نهضت مردم شد و عجبا که هم در آن زمان و هم در ازمنه بعدی مورخین خاص ابتدا “قبح” این کار را ریختند و سپس،استعمارگران به عنوان یکی از راههای نفوذ از آن استفاده نمودند ۰ زشت نشمردن بست نشینی در سفارت خارجی نه آغاز دعوا و نه پایان ماجرا بود ، بلکه حلقه ای از عادات و فرهنگهای نامطلوب و استحاله کننده هویت ملی را به همراه خود آورد۰ در این مورد می توان مثالهای زیادی را برشمرد ؛ مثل رجال وابسته به خارج ، روحیات و سبک زندگی وابسته ، شهرنشینی خاص و طرز لباس پوشیدن و ظاهر شبیه خارج ، استفاده کردن و امتیاز دادن به کالاهای خارج و بی مقدار شمردن تولیدات داخل و دهها نکته ریز و درشت ؛ اگر بخواهیم معدل این نکات را خلاصه کنیم باید بگوییم این کوره راهها و یا حتی راهها کم کم به شاهراه نفوذ و وابستگی مبدل گشت و ملت زمانی چشم باز کردند که دیدند همه چیزشان را باخته اند ۰
شاید برای همین هم باشد که علمای بزرگ و رجال اصیل و بابصیرت ما وقتی بحث پناه بردن و بست نشستن در مراکز سیاسی اجنبی می شد اینگونه عصبانی گشته و مثل شهید آیه الله حاجی شیخ فصل الله نوری موقع پیشنهاد برای رفتن به سفارت اجنبی برای در امان ماندن از شر افراطیون مشروطه می گوید :
من هرگز زیر بیرق کفر نمی روم۰
از طرف سفارت دولت عثمانی پیغام آوردند که ما پرچم آن دولت را بیاوریم ودر بالای بام منزل شما نصب کنیم که در این صورت با حمایت آن دولت، از خطر مصون خواهید ماند.
شیخ در جواب فرمود: من زیر پرچم ولایت امیر مؤمنان علیه السلام زندگی کرده ام و هرگز زیر پرچم غیر امیر المؤمنین نمی روم.
پیشنهاد پرچم دولت روس و یا هلند شد که بر فراز بام خانه شیخ نصب شود.
شیخ فضل اللّه در جواب فرمود که من محاسنم را در اسلام سفید کرده ام و هرگز زیر پرچم کفر نمی روم. «وَلَن یَجْعَلَ اللَّهُ لِلْکَفِرِینَ عَلَی الْمُؤْمِنِینَ سَبِیلاً»؛ «خداوند هرگز راهی برای تسلّط کفّار بر مسلمانان قرار نداده است.»
من راضی هستم که صد مرتبه کشته شوم و زنده گردم و مسلمانان و ایرانیان مرا مُثله (قطعه قطعه) کنند، ولی به کفّار پناهنده نمی شوم.
در جای دیگری در تاریخ می خوانیم وقتی گروهی برای تظلم خواهی به کنسولگری روس در اصفهان پناهنده شدند، مرحوم آیه الله حاج آقا نورالله اصفهانی رهبر مشروطه خواهان اصفهان در انجمن ملی اصفهان طی سخنانی می گوید:
رفتن این چند نفر بی شرف و بی غیرت به حمام مسلمین اشکال دارد۰
کاش مردم و مدیران کشور ما و بخصوص جوانان با عبرت گرفتن از تاریخ ، عمق این سخن رهبری را درک نمایند که :
جنتلمن‌های پشت میز مذاکره، همان تروریست‌های فرودگاه بغداد هستند۰

انتشار در:

ارسال دیدگاه