ازنکات و مطالب گفته شده در هفته های اخیر و بخصوص بعد از بیانیه گام دوم رهبری و همچنین انتصاب رییس جدید قوه قضائیه دو مطلب زیاد به گوش می رسد؛ یک مطلب البته فکری و نظری تر و یک مطلب هم سیاسی تر و عوامانه تر بوده و ریشه آن هم به دوران انتخابات بر می گردد، البته انتصاب جدید رییس قوه قضائیه فرصت طرح این شبهه را برای گرگهای خارج نشین دوباره فراهم نمود ؛ هر چند مطلب تا این سطح می تواند خیلی هم مهم نباشد ، ولی متاسفانه اذهان جوانان کمتر متعمق و گاه سطحی و یا برخی مردم ناراحت از گرانی می تواند تا حدودی از این شبهات مشوش شود ۰
مطلب اول: عده ای ثبات و آرامش فعلی و عقلانیت حاکم را با دهه و سالیان اول انقلاب مقایسه کرده و برخی تندرویها و یا کاستی های طبیعی و یا حتی ندانم کاریهای افراد خاص آن زمان را به حساب ذات و اندیشه انقلاب اسلامی گذاشته و نتیجه می گیرند که انقلاب دیگر تمام شده و یا امروز از گذشته خود شرمنده گردیده است ۰ از طرف دیگر گروهی ، اهداف بلند طراحی شده در بیانیه رهبری و یا موضوعاتی مثل تمدن نوین اسلامی و غیره را مطالبی عنوان می کنند که در ذهن انقلابیون اولیه نبوده و سرنگونی نظام پهلوی ربطی به این آرمانها و اصول و ادبیات جدید نداشته و ندارد ؟ !
در جواب به این دو پرسش و یا دو شبهه باید گفت در مقام تطبیق و مقایسه ، دو پدیده واحد را میتوان باهم مقایسه کرد؛ مثلا دهه اول انقلاب اسلامی را با اوایل انقلاب فرانسه و یا دهه اول انقلاب روسیه باید مقایسه نمود و در این دو انقلاب می دانیم، صدها هزار نفر کشته شدند و گیوتین های انقلاب فرانسه در بین خود غربیها امری مشهور و تاریخی است ۰ در ادامه میتوان دید، این لیبرالیسم و اعلامیه جهانی حقوق بشر از دل چنین انقلاب خونینی بر آمده است ۰ انقلاب روسیه و کشتار بلشویکها که اصلا روی تمام جنایات بشری را سفید کرده است ! پس برخی مسائل خشونت آمیز اوایل انقلاب اسلامی و بخصوص مورد خاص کشته شدن تعدادی که غالبا به مبارزه مسلحانه پرداخته آنهم وقتی هشت استان کشور در جنگ با صدام درگیر بوده و برخی از آنها نقش سربازان و ستون پنجم دشمن متجاوز را بازی میکردند، چیزی نیست که بتوان انقلابی عظیمی مثل انقلاب اسلامی را به آن سنجید و آسیب شناسی ذاتی نموده و به خشونت متهمش کرد۰
ولی متاسفانه آن کسانی که این حرفها را به جوانان کمتر مطالعه کرده میگویند، میدانند که برخی از آنان اصلا یا تاریخ نخوانده اند و یا از اصول اولیه سیاست و یا قواعد انقلابها کمترین اطلاعی ندارند۰ اگر ماشین زمان به عقب بر می گشت و از انقلابیونی که پای گیوتین های انقلاب فرانسه صحنه های خونین اعدام مخالفین را می دیدند ، کسی می پرسید شما میدانید انقلاب شما مدعی ظرفیت صدور اندیشه لیبرالیسم و آزادی و اعلامیه جهانی حقوق بشر می باشد ! مسلما آنها در کمال ناباوری از چنین آینده ای متعجب می شدند۰

اصولا انقلابها هر چه اصیل تر باشند از درون خودشان ظرفیتی را آزاد می کنند که بسیار فراتر از اذهان انقلابیون و اعمال خشونت آمیز اولیه آنان و فراتر از زمان خود آن انقلابهاست ؛ لذا اصول مطرح شده در بیانیه گام دوم رهبری نه شعارهایی جدید و طراحی شده توسط ایشان بلکه بیان واقعیات و ظرفیت هایی است که انقلاب اسلامی در سال ۵۷ آنرا از بطن جامعه ایران اسلامی آزاد نمود و امروز چشمان با بصیرت ناخدا به بیان و عمق دهی و فضاسازی طبیعی (و نه صرفا مهندسی شده ) آن اقدام نموده است ۰


از این مقدمات نتایجی می توان گرفت که اهم آن به طور خلاصه این است : با انقلاب اسلامی ظرفیت و ارزشهایی تجلی یافت و ظهور اجتماعی پیدا نمود که حتی بسیاری از خود انقلابیون آن را درک نمی کردند و یا شاید نوعی ادراک اجمالی نسبت بدان داشتند؛ لذا انقلابیون نسل اول هر چند این انرژی عظیم را خود آزاد نمودند ولی برخی اشتباهات و خطاها و سطحی نگریها و یا حتی توبه کردنهای بعدی برخی از آنها از ذات و اصالت انقلاب اسلامی جدا دیده می شود و نمیتواند مستمسکی برای نقد ذاتی انقلاب قرار گیرد ۰
پایان بخش اول

انتشار در:

ارسال دیدگاه