با دو میراث تمدنی اسلامی و شیعی می‌توانیم با تمدن غرب تعامل کنیم

منتشرشده توسط mousanajafi در تاریخ

هفتمین نشست اساتید منتخب علوم انسانی اسلامی با موضوع مطالعات نظری تمدن نوین اسلامی، صبح امروز ۳ بهمن ماه در مشهد مقدس آغاز به کار کرد.

موسی نجفی، استاد تمام علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی در این همایش مقاله خود با عنوان «تأملاتی پیرامون فلسفه تمدن نوین اسلامی؛ (مفهوم شناسی، پیامدها و لوازم، منزلت تاریخی، مبانی نظری و نسبت سنجی)» پرداخت.

وی عنوان کرد: در مورد جایگاه تمدن نوین اسلامی می‌توان به این نکته توجه داشت که از زمان ورود اسلام به ایران، ما در دو دوره مهم قرون اولیه اسلامی و عصر صفویان، به نمونه عالی از تمدن دست یافتیم. از این رو با این دو میراث «تمدن اسلامی ایرانی» و «تمدن شیعی ایرانی» می‌توانیم به تعامل با تمدن غرب بپردازیم.

نجفی ادامه داد: نکته مهم در استفاده از این میراث و این تعامل استفاده از مفهوم فلسفی «تکامل» و نظریه «همبستگی» است و آن عاملی که باعث این ترکیب عالی و برتر می‌شود، ظرفیت تمدن ساز و منحصر به فرد انقلاب اسلامی است.

وی تصریح کرد: اینکه چه چیز و یا صفت و یا شرایطی در این وضعیت تاریخی جدید وجود دارد که ما لفظ «نوین» را برای تمدن اسلامی معاصر استفاده می‌کنیم از موضوعات مهم و بحث انگیزی است که باید از نظر تاریخی و نظری و با نسبت سنجی تمدنی بین اسلام و غرب به آن نگریست و آن را مورد بررسی قرار داد.

استاد تمام علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، با طرح این سوال از چیستی تمدن بیان کرد: فرهنگ وقتی که مورد قبول اجتماع قرار گیرد و تحقق اجتماعی پیدا کند، در یک سطح عالی‌تر یعنی تمدن قرار می‌گیرد.

وی افزود: بحث تمدن نوین اسلامی سه نظریه رقیب دارد؛ یکی با بحث جنگ تمدن‌ها که با برتری تمدن غرب تمام می‌شود، دیگری با بحث پایان تاریخ که در آن نیز لیبرالیسم حرف آخر را می‌زد و نظریه آخر پست مدرنیسم است که بی اندازه به حوزه تفکرات اسلامی وارد شده است.

نجفی با بیان اینکه نظریه تمدن نوین با این سه نظریه می‌تواند جایی برای خود پیدا کند، گفت: تمدن نوین اسلامی آماده است بهتر از وضع فعلی و قبل از وضع مهدویت باشد.

وی اضافه کرد: بحث تاریخی این است که ما ایرانیها با اسلام در سه دوره تاریخی تعامل کردیم و کتاب «خدمات متقابل اسلام و ایران» استاد مطهری جواب گام اول که تمدنی است را داده است؛ گام دوم عصر صفویه است که در آن ارتباط و نسبت اسلام و ایران کمتر کار شده است؛ در واقع ما یک تجربه تاریخی ایرانی_اسلامی و یک تمدن تاریخی ایرانی_شیعی داریم. نهضت صفویان، دینی و نظامشان مدنی شیعی است و گرچه خودشان از بین رفتند، اما تمدنشان باقی مانده است.

این استاد دانشگاه با طرح این سوال که چرا مشروطه خواهان نتوانستند از این میراث استفاده کنند، گفت: نهضتی که با نظریه دینی شروع می‌شود ختم به تمدن غربی شده است. ترکیب جدید میراث گذشته و تمدن غرب یک نوع پیوستگی بین گذشته و آینده به وجود آورده است و این پیوستگی در عرصه سیاست در عصر پهلوی خود را نشان داد، زیرا اگر نظام را در وضعیت تمدنی به ثبات نرسانیم، غلبه سکولاریسم خود را نشان می‌دهد.

وی با بیان اینکه انقلاب اسلامی با نظریه گسستگی، با تکامل روبرو شد، افزود: مشروطه خواهان نتوانستند بین اسلام و غرب نظریه‌ای ایجاد کنند و در آن زمان بیداری اسلامی در وضعیت سیاسی قرار داشت و ما امروز در مرحله چهارم بیداری اسلامی قرار داریم.

نجفی ادامه داد: فلسفه عمیقی در انقلاب اسلامی هست و ظرفیت سازی ای که امام (ره) به وجود آوردند نه تنها پاسخ بحران سلطنت را داد، بلکه خیلی فراتر از آن رفت.

وی در پایان ارائه خود موتور محرک تمدن اسلامی را جامعیت دانست و گفت: این جامعیت در تمدن خودش را بیشتر می‌تواند نشان دهد و این جامعیت موتور محرک تمدن اسلامی است.

انتشار در:

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *