تصویر کاذب قدرت در ادبیات امریکایی و شکستن طلسم صد ساله در جنگ مقدس رمضان

تصویر کاذب قدرت در ادبیات امریکایی و شکستن طلسم صد ساله در جنگ مقدس رمضان

“تصویر قدرت ” از اعمال نمودن “خود قدرت ” موثرتر است ؛ چرا که حمله به ادراک و سازمان فهم مخاطب است. همین طور که از اول جنگ رمضان می توان دید در سخنان ترامپ این جملات مدام تکرار می شود :
نابودی نطامی ایران ، نابودی نیروی دریایی ، نابودی نیروی هوایی ، تعیین رهبری توسط امریکا ، اولتیماتوم برای باز نمودن تنگه هرمز ، نابودی صنعت هسته ای یا برق ، پیروزی سریع و دهها اراحیف و لاف های تکراری دیگر .
اما پشت این دروغ ها که معمولا به یک ساعت نکشیده خلافش اثبات می شود یک سناریو نهفته است ؛ سناریویی که از شماتت و افشای دروغگو و حتی تمسخر گوینده اش هم مهمتر است و آن این است که غرب می خواهد بگوید این یادت باشد که من قدرتمند هستم و هر کاری بخواهم می کنم و توی ایرانی باید حهان سومی و کشوری پیرامونی باقی بمانی!

به نظر می رسد فهم این جنگ و این ادبیات استکباری توهم آمیز با یک نظریه و راهبرد استعماری کلان تر قابل فهم تر است و آن هم معادله “مرکز – پیرامون ” است ؛ معادله ای که انقلاب اسلامی از اول تولد آن را ابطال نمود و الگو قرار گرفتنش ، جبهه مقاومت را در منطقه شکل داد .
جنگ رمضان ویژگی آشکار و نمایانش این است که صدای در هم شکسته شدن ادراک استعمار ذهنی “خود مطلق انگاری غرب” را در این ادبیات لاف زدن و خود بزرگ بینی نمایان نموده است . هر موشک ایرانی که به هدف اصابت می کند و هر ساعتی که تنگه هرمز در اختیار ایران قرار دارد ، به مثابه دود شدن این “طلسم خودتحقیری شرق ” در برابر غرب متجاوز تلقی شده و هر غرشی که غرب به قصد تقلید صدای شیر از خود بروز می دهد در طرف دیگر و در شنونده به مثابه میو میو نمودن یک گربه که در قفس حبس شده تعبیر می گردد .
شکستن آشکار معادله مرکز – پیرامون از سوی ایران در جنک مقدس رمضان ، نوید ابر قدرتی جدید در منطقه امپراطوری پارس را نوید می دهد ؛ خشم مرد دیوانه و لاف زدن ها و هذیان گویی هایش هم ریشه در کتمان این واقعیت دارد.

دکتر موسی نجفی استاد تمام علوم سیاسی

انتشار در:

دیدگاهتان را بنویسید