معادله یا نامعادله در دو خط موازی در سیاست راهبردی ایران
دکتر موسی نجفی :
به نظر می رسد در سپهر نظری سیاست در ایران دو نطریه و برداشت متفاوت وجود دارد : اول: نگاه متفاوت به ماهیت غرب دوم: نگاه به شرایط و موقعیت وظرفیت های ایران انقلاب اسلامی ، قبل از ارائه هر راه حلی اعم از مذاکره و آتش بس و یا جنگ ، این دو برداشت و نگاه در دو صورت مسئله متضاد و دو خط موازی خودنمایی می کند :
اول : در نگاه به ماهیت غرب به رهبری امریکا ، یک گروه معتقد به غلبه دموکراسی و حقوق بشر و قانونمندی در نهادها و سازمان های بین المللی در تمدن غربی هستند و ابعاد سلطه و استعمارگری را محصول زیاده خواهی اشخاص و یا جریان های محدود و خاص مثل ترامپ و یا جمهوری خواهان افراطی می دانند . بر عکس گروه دوم که استعمارگری و سلطه خواهی و “خود مطلق انگاری” را ذات لاینفک غربی ها دانسته و سود پرستی قلدرمآبانه و جنایت را نسبت به حقوق بشر و دموکراسی و نهادهای بین المللی جنبه غالب و مسلط تمدن غربی می شمرند.
دوم : نگاه به ماهیت و اصالت و ظرفیت های ذاتی ایران انقلاب اسلامی( در گروهی که غرب را دمکرات و متمدن می دانند ) در نهایت در حد و توان یک ملت مستقل دیده که نه تنها ابعاد یک قدرت جهانی را ندارد بلکه حتی در اندازه یک قدرت منطقه ای هم تاب و توان نداشته و قابل طرح نبوده و نیست ؛ لذا در استنتاج از دو گزاره قبلی معتقدین به این تفکر معتقدند که در این نامعادله یعنی توان ملی ما و متمدن بودن غرب، ما جبرا به نوعی عقلانیت و تبادل منطقی با غرب برده شده و اگر آنان را مثلا تحریک نکنیم آنها نیز به استقلال و حقوق ملی و بین المللی ما احترام می گذارند! درست بر عکس گروه دوم که معتقدند ایران انقلاب اسلامی نه فقط مستقل است بلکه قدرتی منطقه ای و در مجموع شرایط در اعداد قدرت های جهانی هم محسوب می گردد؛ البته به شرط آنکه به ظرفیت های نهفته و یا آشکار خودش معتقد و مومن باشد . در این دیدگاه غرب سلطه گر و زیاده خواه و استعمارگر به محض آنکه در کشور احساس ضعف و یا سستی ببیند , رحم نکرده و تا نابودی و تجزیه و بلعیدن ایران جلو می رود و به هیچ قانون و میثاق جهانی نیز پایبند نبوده و نیست.
به نظر راقم سطور این دو خط موازی ، دو صورت مسئله اصلی و پنهان و غالب در صحنه سیاسی و دیپلماسی و جناح بندی های امروز ایران است . غلبه دیدگاه سطحی و خوش بینانه اولی یکی از عوامل جنگ ۱۲ روزه و سپس جنگ رمضان بوده و دیدگاه دوم باعث شکست تجاوز و توقف موقت دشمن گردیده و عقب نشینی فعلی آنها را رقم زده است . قبول و یا رد هر یک از این دو خط موازی به طور طبیعی و منطقی راه حل های جدا و هدف گذاری های متفاوتی را نشانه گذاری خواهد نمود.
تاریخ سلطه در تمدن غرب نشان داده است که تمدن مدرن بین منفعت خود و شعارهای اولیه انسان دوستانه اش، بی تامل و تردید جانب نفع مادی و برتری طلبییش را گرفته است ؛ این خط خونین از ناکازاکی تا غزه و تا مدرسه شجره طیبه گواه روشنی بر هر تردید و شبهه ای است.